به مامانم اینا میگم حالا که دارید میرید مکه توروخدا این سوغاتیای منو زود بخرید...می ترسم بعد از
اعمال حج ملکوتی بشید پشت پا بزنید به مال دنیا...!
*چرا من همیشه باید موقع تایپ کردن این دکمه ( ل ) رو با ( J ) اشتباه بگیرم...؟!![]()
صدای قار و قور شکمم کلاسو ورداشته...به صابره میگم : یه شکلاتی چیزی نداری من بخورم؟ مُردم
از گرسنگی...
صدای قار و قور شکمش بلند میشه، بعد با مظلوم ترین قیافه ممکنه میگه : نه به خدا...اگه داشتم حتمآ
خودم می خوردم!
هی...!
رفیقم رفیقای قدیم....
هواپیما و نقص فنی....
پرواز و حماقت.....
سقوط و شهادت....
این روزا اسم حماقت شده شهادت.....
....و این داستان ادامه دارد....
((...ای راننده اتوبوس های جوانی که به دیدن دخترکی کوله برپشت حس دخترکشی تان گل میکند...
مپندارید که نگاه و لبخند معصوم دخترک از نهایت خوش تیپی شماست...آگاه باشید بلیطی باطل شده
در دست دارد،همانا شما فریب خوردگانید..!))