با عجله می ره سراغ تلفن....
با عجله شماره می گیره....
با استرس منتظره که از اون ور گوشی رو بردارن....
یه دفعه با عصبانیت میگه : اَه...اینم که رو سرعت گیره...
بعد با خنده میگه : چیز...پیغام گیر...!
* انگار نه انگار هفته دیگه ۷ واحد تو یه روز امتحان دارم...
انقدر از این فوتبالیست ها خوشم میاد که وقتی شوت می کنن ، ۶ تا دروازه هم رو هم بچینی باز گل
نمیشه!
آخ که میمیرم واسه اون ژست آخرشون. انگشتای دستشونو پشت سرشون قلاب میکنن، چشم ها رو
میبندن ، یه اخم بد فُرم میندازن تو ابروها ، یه آه سوزناک میکشن ، بعدشم با تآسف ۵۵ بار سرشونو
تکون میدن که یعنی "همیشه گل می شدا؟ نمیدونم این دفعه چرا خراب شد! "
آی حال می کنم با این اعتماد به نفسشون...!
*خب جا داره اعتراف کنم قیافه منم بعد از امتحانی که تِر زدم این جوری میشه!
زنگ زدم به فاطمه که بگم جزوه صنعتی (۲) رو بیاره من کپی کنم...
متفکرانه برمی گرده می گه: دستپاچه من یه مشکلی دارم...
می گم : چیه عزیزم؟ بگو
میگه: جمعه شب عمه ام با دخترش اومده بود خونمون،بعد از اینکه رفتن دیدم شلوار لی ِ دختر عمه ام
اینجا جا مونده...صبح تا حالا شلواره رو گذاشتم جلوم دارم فکر می کنم این دختره با چی رفته خونه؟!!!
واقعآ ذهنم مشغوله نمی تونم درس بخونم!
*تا باشه از این دلمشغولیا؟!
داشتم جزوه های ترم های پیش رو ورق میزدم...دیدم شبیه همه چی هستن الا جزوه! نامه نگاری های
سر کلاس خیلی کیف میده! (پاستوریزه هاشو می نویسم)
:فردا حسابداری رو میایی؟ ـ نه :مرض! چرا؟ ـ ا ِ؟ نگار داره به دنیا میاد!
*******
گوشه یکی از جزوه ها نوشته:
:آبان و دی به می خورن؟!
ـ آره بابا...خیلی با هم توپن!
: ایول....
********
: چطوری پیاز؟ خوبی؟
ـ از کی تا حالا بادمجونا دانشجو شدن؟!
********
۱۰۰ تومن پول تاکسی،۵۰۰ تومن ساندیس و کیک....خیلی خرج کردم!
**********
: استادو نگا کن...! رفته تو کف مریم!
ـ نخند...داره نگامون میکنه!
**********
: تو جزوه بنویس من بخوابم!
**********
: چرا تعطیل نمی کنه؟
ـ فکر کنم دوپینگ کرده
**********
: گرسنمه....
ـ بریم سِودا ؟
:مامانم منو میکشه! سس بخورم کهیر می زنم...
واقعآ که من کمرم زیر بار نوشتن جزوه خم شده....!