تبليغاتX
دستپاچه...!
 

یه روز صب دستپاچه از خواب پا میشه  و احساس میکنه که امروزیه " one fine day" اساسی در پیش

داره...آمار سینما رو میگیره و بعد زنگ میزنه به فاطی:"ببین فاطی،اتوبوس شب،سینما قدس،سانس

۱۲:۳۰...باز دیر برسی خونت حلاله ها؟میکشمت...اوکی؟"

ساعت ۱۲:۲۰، دم در سینما، دستپاچه هست فاطمه نیست...

: آقا ۲ تا بلیت      

 ــ کدوم سانس؟      

: کودوم سانس کودومه؟۱۲:۳۰ دیگه  

 _ (با نیش باز) ۱۲:۳۰ نداریم خانوم...۱:۳۰ ئه!

دستپاچه اصلآ به روی خودش نمیاره و به " one fine day " فک میکنه.۳۰ ثانیه بعد ۲ تا بلیت دستشه و

خیال فاطی رو از بابت ریخته شدن خونش راحت کرده و داره ویترین مغازه ها رو دید میزنه...

فاطی از راه میرسه و میگه خب حالا یه ساعت الافی رو چَکّار کنیم؟ دستپاچه با نیش باز میگه هیچی

میریم یه چیزی می خوریم بعد میاییم فیلمو (همون طوری که حرف میزنه دستش و به تبعیت از دستش

چشمش میره سمت سر در سینما) و فیلمو..فیلمو..فیلمو (سوزنش گیر میکنه و نیشش به تدریج بسته

میشه و چند ثانیه ای با حالت shock به عکس اکبر عبدی نگاه میکنه)...بعد آروم می پرسه اکبر عبدی تو

اتوبوس شب بازی میکنه؟

...عبارت "one fine day" مث پرچمی که به دم هواپیما آویزونه از جلو چشمش رد میشه...

وظیفه پس دادن بلیت به فاطمه محول میشه و چاره ای نمیمونه جز سینما استقلال و رفیق بد.

بلیت میخرن و تاتی تاتی کنان میرن همبرگر خوری...بعد مث دو تا شهروند با کلاس کیسه آشغالا

رو شوت مکنن تو سطل...۲ قدم اون ور تر قیافه دستپاچه به سان یک  "دو نقطه دی"  بزرگ شده :"چیزه

فاطی..خودتو ناراحت نکنیا؟..اصن چیز مهمی نیس..فقط خودتو کنترل کن.. بلیت ها تو سطل آشغاله!"

این بود که مث بچه خیابونیا سطل رو زیر و رو و بلیت ها رو پیدا کردن.هر چی باشه پول بالاش رفته!

و من کماکان به این فک میکنم که اون روز عجب "one fine day" توپی بود...

                                                        *************

۱ـ شدیدآ فطیرآ و کثیرآ توصیه میکنم یه دوستی مث فاطی واسه خودتون پیدا کنین...پایه هر نوع سوتی و گند و خرابکاریه...

۲ـ جهت باز شدن گره ستون فقرات بعضی از اساتید عرض کنم که فقط در حالت نشسته میشه پاها رو از رو دسته تخت آویزون کرد و آرنج ها رو گذاشت رو زانو ها و ...(پست قبل)

۳ـ علت تآخیر = عدم دسترسی به اینترنت

   علت عدم دسترسی به اینترنت=قطعی تلفن

   علت قطعی تلفن=کابل برگردان

   علت کابل برگردان=بی خیال بابا تا صب باید توضیح بدم؟

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 25 آذر1386ساعت 17  توسط دستپاچه  | 
 

دستپاچه پاهاشو از رو دسته تخت آویزون کرده و همون جوریکه تاب شون میده آرنج هاشو گذاشته رو

زانو و مشت های گره کرده شو گذاشته زیر گونه هاش...متفکرانه میگه: میگم بیا بزن فوق شرکت کن.

پارسه تضمینیه ها؟سراسری قبول نشی کمپلت پولتو بر میگردونه.

سرشو بلند میکنه و کتابو میبنده و میگه: ا ِ ؟ تو لالایی بلدی چرا سر خودتو نمیبندی؟...(مکث)...همون

چیز دیگه...چی بود؟..یادم رفت!

 

*کلآ ما خونوادگی استعدادمونو این جوری بروز میدیم..ضرب المثل میسازیم..چرت و پرت میگیم..بعد

نکته اش اینه که اصلآ به روی خودمون نمیاریم.خیلی مهمه ها؟

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 4 آذر1386ساعت 17  توسط دستپاچه  |