روضه خونه بلندگو رو گرفته دستش داره ضجه میزنه: " آی ماااااادر ماددددددددددددر...چه عمر کوتاهی..هنوز دنیا رو ندیده بودی"
ملت سرها رو از رو قرآن بلند میکنن زیرزیرکی یه نگاهی به هم میندازن و بعد دوباره شروع میکنن قرآن خوندن.
*مرحومه ۹۸ سال رو شیرین داشت.
نشسته بودم تو اداره داشتم واسه خودم کتاب میخوندم، زمان و مکانم گم کرده بودم. یهو دیدم صدای شستن استکان نلبکی از تو آبدارخونه میاد.نزدیک بود پا شم برم بگم بذا من میشورم!
یعنی قشنگ داشتم پا میشدما؟!
****
این پست expired می باشد.
اون غضنفره بود؟
تولدشه امروز..
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.

تو روایت هست که چند سال پیشا یه بچه ای به دنیا اومد که تا یه کم بزرگ شد و تونست فرق قرص رو از اسمارتیز تشخیص بده عشق سینما شد و هر روز به یکی آویزون می شد که ببرتش سینما..
چند سال همین جوری گذشت تا بالاخره این بچه فهمید به جز بازیگرا عوامل پشت صحنه احتمالآ به یه دردی می خورن وگرنه بیکار که نیستن وایسن اونجا پای همدیگه رو لقد کنن..این جوری بود که کم کم سینما رو شناخت و بعدِ یه مدت عشق فیلم بودن کارش کشید به نقد فیلم و نظر کارشناسی و اینا..البته تو آینه واسه خودش..
اون وقتا مینشست با در و دیوار شرط می بست که مثلآ امسال میترا حجار سیمرغه رو میگیره..بعدش هم مریلا زارعی و همین جور تو بی کانتینیو..بعد شرطش هم این بود که "من اسممو عوض میکنم اگه جایزه رو فلانی نگیره"..
تو گیر و دار حراج کردن اسمش بود که امسال "دیوار" رو تو جشنواره دید و انقدر از بازی گلشیفته کیف کرد که با بغل دستیش شرط بست جایزه رو حتمآ گلشیفته برده..حیف که بغل دستیش دیوار نبود..
*
*
*
آره دیگه آدم میشینه فک میکنه خاطره هاش میاد جلو چشمش..
من دیگه کم کم برم..مامانم داره داد میزنه: "غضنفــــــــــر بیا نهار آماده اس"