اوه خدای من ! یعنی منم بازی؟! فک کن...!
بی زحمت یکی توضیح بده ارتباط این بازی به شب یلدا چیه؟۲ هفته اس فکرم مشغوله...از کارو زندگی
افتادم...والا!
خب بریم؟
۱.این یه اصل ثابت شده اس که زبون من هیچ ارتباطی با مغزم نداره و اصولآ خود به خود کار میکنه...
معمولآ از رو قیافه طرف مقابلم می فهمم چی گفتم بعد خب مسلمه که یه هفته بعدش به منت کشی
و غلط کردم میگذره! نمونه اش : این
۲.به طرز شرم آوری تفکرم از بچگی تاحالا سیر نزولی داشته. ۹ سالگی جین ایر رو خوندم، ۱۳ سالگی
خرمگس رو ، راز فال ورق رو هم ایضآ....ولی الآن شرمنده ام(!) در به در دنبال cd انیمیشن و کارتون
و اینا میگردم.
۳.سابقه نداشته تا حالا از جلوی بانکی رد بشم و خودمو تو شیشه رفلکسش نگا نکنم.
۴.شبایی که فرداش تعطیله از ذوق اینکه فردا تا لنگ ظهر می تونم بخوابم تا صب خوابم نمیبره.
۵.نمیدونم چرا زمان بیدار شدنم با آماده شدنم همخونی نداره...پنج صبح پا می شم به کلاس
ساعت ۱۰ نمی رسم بعد فرداش هفت و نیم پا میشم ساعت هشت سر کلاسم...چه میدونم والا؟!
قربون دستتون دعوتم کردین(مترسک و یه عالمه حرف) ، نزدیک بود کم کم خودم دست به کار شم!
از اون جایی که من خیلی اهل قانون و مقرراتم و دوست ندارم قواعد بازی به هم بخوره فقط و فقط این ۵
تا رو دعوت میکنم:
(بادبادکباز ، ژاندارک ، دارالمجانین، قبض روح، خر کوچولو)
به اضافه این ۵ تا :
(آمنه ، ترانه ، dark angel، زری ،فائزه)
با این ۳ تا:
(احسان ، اسکیزو ، فانی )
بقیه هم خودشون قبلآ پذیرایی شدن.